 |

¤
در ميان واپسين امتم، مهدي ظهور ميكند. خداوند به او باران عطا ميكند، زمين گياهش را بر ميروياند، مال را تمام و كامل ميدهد، دامها و چارپايان زياد ميشوند و امّت سربلند و بزرگ ميشود.
منتخب ميزانالحكمه، ص 57، ش 580
∞∞∞
¤
بنده، هر چند در عبادت ضعيف باشد، با اخلاق نيك خود در آخرت به درجات بزرگ و منزلتهاي والا دست مييابد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 183، ش 1937
∞∞∞
¤
خداي تبارك وتـعالي هـرگاه ماندگاري يـا رُشد مردمي را بخواهد، صرفهجويي و پاكدامني روزيشان كند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 191، ش 2055
∞∞∞
¤
هيچ كسي نيست كه درختي بنشاند، مگر اين كه خداوند به اندازه ميوهاي كه آن درخت ميدهد، برايش اجر بنويسد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 291، ش 3216
∞∞∞
¤
جماعت و يكپارچگي رحمت است و پراكندگي عذاب.
منتخب ميزانالحكمه، ص 107، ش 1117
∞∞∞
¤
همانا من برانگيخته شدهام تا مكارم اخلاق را به كمال رسانم.
منتخب ميزانالحكمه، ص 185، ش 1948
∞∞∞
¤
در نخستين شب ماه رمضان، درهاي آسمان گشوده ميشود و تا آخرين شب آن بسته نميشود.
منتخب ميزانالحكمه، ص 243، ش 2664
∞∞∞
¤
براي دنياي خود چنان كار كن كه گويي جاودانه ميزيي و براي آخرتت چنان كار كن كه گويي فردا خواهي مرد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 11، ش 40
∞∞∞
¤
نشان منافق سه چيز است: 1- سخن به دروغ بگويد. 2- از وعده تخلف كند.3- در امانت خيانت نمايد.
صحيح مسلم، كتاب الايمان، ح 89
∞∞∞
¤
منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است.
سنن ابي داود، كتاب الطلاق، ح 1863
∞∞∞
¤
از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش را از خدا ميخواهد و خدا حق را از حقدار دريغ نميدارد.
كنز العمال، ج 3، ص 507، ح 7650
∞∞∞
¤
از فراست مؤمن بترسيد كه چيزها را با نور خدا مي نگرد.
سنن ترمذي، كتاب تفسير القرآن، ح 3052
∞∞∞
¤
دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد: تعدي و ناسپاسي پدر و مادر.
كنز العمال، ج 16، ص 462، ح 45458
∞∞∞
¤
در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست ميرسد.
سنن ابن ماجه، كتاب التجارات، ح 2133
∞∞∞
¤
محبوبترين بندگان در پيش خدا پرهيزگاران گمنامند.
كنز العمال، ج 3، ص 153، ح 5929
∞∞∞
¤
محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است، اگر چه اندك باشد.
صحيح مسلم، كتاب صلاة المسافرين و قصرها، ح 1305
∞∞∞
¤
بهترين كارها در پيش خدا آن است كه بينوايي را سير كنند، يا قرض او رابپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند.
كنز العمال، ج 6، ص 342، ح 15958
∞∞∞
¤
بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است، آنگاه نيكي به پدر و مادر، آنگاه جنگ در راه خدا.
كنز العمال، ج 7، ص 285، ح 18897
∞∞∞
¤
بهترين جهادها در پيش خدا سخن حقي است كه به پيشواي ستمكار گويند.
مسند احمد، باقي مسند الانصار، ح 21137
∞∞∞
¤
بهترين غذاها در پيش خدا آن است كه گروهي بسيار بر آن بنشيند.
كنز العمال، ج 15، ص 233، ح 40716
∞∞∞
¤
بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است.
كنز العمال، ج 4، ص 344، ح 10812
∞∞∞
¤
از جمله بندگان آن كس پيش خدا محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است.
نهج الفصاحه، ص 15، ح 86
∞∞∞
◊◊◊

¤
سخن بگویید تا شناخته شوید؛ زیرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.
نهجالبلاغه، حكمت 392
∞∞∞
¤
... هر نعمتی بیبهشت ناچیز است و هر بلایی بیجهنم، عافیت است.
نهجالبلاغه، حكمت 387
∞∞∞
¤
حق سنگین؛ اما گواراست و باطل سبک؛ اما کشنده.
نهجالبلاغه، حكمت 376
∞∞∞
¤
از آنچه پدید نیامده مپرس که آنچه پدید آمده برای سرگرمی تو کافی است.
نهجالبلاغه، حكمت 364
∞∞∞
¤
شتاب پیش از توانایی بر کار و سستی پس از به دست آوردن فرصت، از بیخردی است.
نهجالبلاغه، حكمت 363
∞∞∞
¤
پاکدامنی زیور تهیدستی و شکرگذاری، زیور بینیازی است.
نهجالبلاغه، حكمت 340
∞∞∞
¤
دعوت کننده بیعمل، چون تیرانداز بدون کمان است.
نهجالبلاغه، حكمت 337
∞∞∞
¤
برای هر کس در مال او دو شریک است: وارث و حوادث.
نهجالبلاغه، حكمت 335
∞∞∞
¤
از نافرمانی خداوند در خلوتها بپرهیزید؛ زیرا همان که گواه است داوری کند.
نهجالبلاغه، حكمت 324
∞∞∞
¤
من پیشوای مؤمنان و مال، پیشوای تبهکاران است.
نهجالبلاغه، حكمت 316
∞∞∞
¤
اجل، نگهبان خوبی است.
نهجالبلاغه، حكمت 306
∞∞∞
¤
فرستاده تو بیانگر میزان عقل تو و نامه تو گویاترین سخنگوی توست.
نهجالبلاغه، حكمت 301
∞∞∞
¤
کسی که در دشمنی زیادهروی کند، گناهکار و آن کس که در دشمنی کوتاهی کند ستمکار است و هر کس که بیدلیل دشمنی کند، نمیتواند با تقوا باشد.
نهجالبلاغه، حكمت 298
∞∞∞
¤
اگر خداوند برگناهان وعده عذاب نمیداد، لازم بود به خاطر سپاسگزاری از نعمتهایش نافرمانی نشود.
نهجالبلاغه، حكمت 290
∞∞∞
¤
هرگاه مستحبات به واجبات زیان رساند، آن را ترک کنید.
نهجالبلاغه، حكمت 279
∞∞∞
¤
هر چيزي نيازمند خرد است وخرد نيازمند ادب.
منتخب ميزانالحكمه، ص 17، ش 128
∞∞∞
¤
هر كه براي خدا برادري كند سود برد وهر كه براي دنيا برادري ورزد محروم ماند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 11، ش 61
∞∞∞
¤
برادران وياران راستين را مراقب باش وبر شمارشان بيفزاي كه ذخيره دوران آسايش و سپر روزگار بلايند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 11، ش 49
∞∞∞
¤
جهاد چهار شاخه دارد: امر به معروف، نهي از منكر، پايداري در جبهههاي جنگ و دشمني با تبهكاران.
منتخب ميزانالحكمه، ص 115، ش 1206
∞∞∞
¤
اي مردم، از خداوند يقين بخواهيد و عافيت از او مسألت كنيد؛ زيرا بزرگترين نعمت عافيت است و بهترين چيزي كه در دل پايدار مانَد، يقين است و زيان ديده كسي است كه در دينش زيان بيند، و رشك برده كسي است كه در يقينش بر او رشك برند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 621، ش 6819
∞∞∞
¤
كسي كه آموزگار و مربّي خود باشد، بيشتر در خور بزرگداشت است از كسي كه آموزگار و مربّي مردم باشد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 17، ش 133
∞∞∞
¤
در قرآن اخبار گذشتگان و آیندگان و احکام مورد نیاز زندگیتان وجود دارد.
نهجالبلاغه، حكمت 313
∞∞∞
¤
از هر چيزي جديدش را برگزين واز برادران قديمي ترينشان را.
منتخب ميزانالحكمه، ص 13، ش 82
∞∞∞
¤
اي مؤمن! اين دانش وادب جان بهاي توست، پس در فراگرفتن آن دو كوشا باش كه هرچه بر دانش وادبت افزوده شود، قدر وارزشت فزوني گيرد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 15، ش 116
∞∞∞
¤
هرگاه بندهاى بخواهد چيزى بخواند و يا كارى انجام دهد و «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بگويد در كارش بركت داده مىشود.
بحارالأنوار، ج 92، ص 242، ح48
∞∞∞
¤
خـداوند، از جـاهـلان بـراي آموختن تعهّد نگرفت، مگر اين كه پيش از آن، دانايان را به آموزش دادن آن متعهّد وموظّف ساخت.
منتخب ميزانالحكمه، ص 399، ش 4499
∞∞∞
¤
به طاعت خداي سبحان دست نيابد مگر كسي كه تلاش كند و نهايت كوشش خود را به كار گيرد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 119، ش 1229
∞∞∞
¤
دوستی میان پدران، سبب خویشاوندی فرزندان است و خویشاوندی به دوستی نیازمندتر است از دوستی به خویشاوندی.
نهجالبلاغه، حكمت 308
∞∞∞
¤
اندیشیدن همانند دیدن نیست؛ زیرا گاهی چشمها دروغ مینمایانند، اما آن کس که از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمیکند.
نهجالبلاغه، حكمت 281
∞∞∞
¤
هر كه به ياد خداي سبحان باشد، خداوند دلش را زنده و انديشه و خردش را روشن گرداند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 217، ش 2347
∞∞∞
¤
ایمان بندهای درست نباشد جز آنکه اعتماد او به آنچه در دست خداست بیشتر از آن باشد که در دست اوست.
نهجالبلاغه، حكمت 310
∞∞∞
¤
آنان که وقتشان پایان یابد خواستار مهلتند و آنان که مهلت دارند، کوتاهی میورزند.
نهجالبلاغه، حكمت 285
∞∞∞
¤
هرگاه خداوند بخواهد بندهای را خوار کند، دانش را از او دور سازد
نهجالبلاغه، حكمت 288
∞∞∞
¤
دو چيز است كه ثوابشان قابل وزن كردن نيست: گذشت و دادگرى.
منتخب ميزانالحكمه، ص 96، ش 1018
∞∞∞
¤
بـه پـروا داشـتن از خدا فرمان داريد و براى نيكوكارى و فرمانبردارى (از خدا) آفريده شدهايد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 67، ش 702
∞∞∞
¤
گناهان، درد و داروي آنها استغفار است وشفاي از گناه به اين است كه به آن بازنگردي.
منتخب ميزانالحكمه، ص 219، ش 2392
∞∞∞
¤
... هر روز كه در آن نافرماني خدا نشود، آن روز عيد است.
منتخب ميزانالحكمه، ص 416، ش 4700
∞∞∞
¤
کار اندکی که تداوم یابد از کار بسیاری که از آن به ستوه آیی، امیدوارکنندهتر است.
نهجالبلاغه، حكمت 278
∞∞∞
¤
کمترین حق خداوند بر عهده شما اینکه، از نعمتهای الهی در گناهان یاری نگیرید.
نهجالبلاغه، حكمت 330
∞∞∞
¤
جوینده چیزی یا به آن یا به برخی از آن خواهد رسید.
نهجالبلاغه، حكمت 386
∞∞∞
¤
چون سختیها به نهایت رسد، گشایش پدید آید و آن هنگام که حلقههای بلا تنگ گردد، آسایش فرا رسد.
نهجالبلاغه، حكمت 351
∞∞∞
¤
از حرام دنیا چشم پوش تا خدا زشتی آن را به تو نمایاند و غافل مباش که لحظهای از تو غفلت نشود.
نهجالبلاغه، حكمت 391
∞∞∞
¤
قلب، کتاب چشم است.
نهجالبلاغه، حكمت 409
∞∞∞
¤
پایان لذتها و برجای ماندن تلخیها را به یاد آرید.
نهجالبلاغه، حكمت 433
∞∞∞
¤
چیز اندک که با اشتیاق تداوم یابد، بهتر از فراوانی است که رنجآور باشد.
نهجالبلاغه، حكمت 444
∞∞∞
◊◊◊

¤
خداي تعالي پرهيز از افترا و دشنام را براي دور شدن از لعنت واجب فرمود و دزدي را منع كرد تا راه عفت پويند.
احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259
∞∞∞
¤
خداي تعالي قصاص را وسيله حفظ جانها و وفاي به نذر را براي رسيدن به مغفرت و آمرزش قرار داد.
احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259
∞∞∞
¤
خداي تعالي نيكي به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند، و دستگيري از خويشان را موجب افزايش عمر و سبب فزوني جمعيت و قدرت قرار داد.
احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 2
∞∞∞
¤
خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود.
احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258
∞∞∞
¤
خداي تعالي حج را موجب استحكام ديانت، و عدالت را مايه وحدت و هماهنگي دلها قرار داد.
احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258
∞∞∞
¤
خداي تعالي زكات را مايه پاكي جان و فزوني روزي، و روزه را براي پابرجايي اخلاص قرار داد.
احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258
∞∞∞
¤
خداي تعالي ايمان را براي پاكيزگي از شرك قرار داد، و نماز را براي دوري از تكبر و خودخواهي.
احتجاج طبرسي ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258
∞∞∞
¤
امام همچون كعبه است كه بايد به سويش روند، نه آنكه او به سوي آنها بيايد.
بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353
∞∞∞
¤
پيامبر (ص ) و علي (ع ) دو پدر امت اسلام ميباشند، كه اگر مردم از آنان پيروي كنند، كجيها و انحرافاتشان را اصلاح نموده و آنها را از عذاب جاويدان نجات ميدهند، و اگر همراه و ياورشان باشند نعمتهاي هميشگي خداوندي را ارزانيشان ميدارند.
بحار الانوار ، ج 23 ، ص 259
∞∞∞
¤
ما اهل بيت رسول خدا، وسيله ارتباط خدا با مخلوقات و برگزيدگان خداييم، ما جايگاه پاك خدا و دليلهاي روشن او و وارثان پيامبران الهي مي باشيم.
شرح نهج البلاغه لابن ابي الحديد ، ج 16 ، ص 211
∞∞∞
¤
پاداش خوشرويي در برابر مؤمن بهشت است، و خوشرويي با دشمن ستيزه جو، انسان را از عذاب آتش باز ميدارد.
بحار الانوار ، ج 75 ، ص 401
∞∞∞
¤
هر كه عبادت ناب و خالصانه خود را به درگاه خدا فرا برد، خداوند عز وجل بهترين كاري را كه به صلاح اوست برايش فرو فرستد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 201، ش 2157
∞∞∞
¤
خـداوند عـدالت را بـراي آرامش دلـها واجب فرمود.
منتخب ميزانالحكمه، ص 361، ش 4017
∞∞∞
◊◊◊

¤
شما را به تقواى الهى و تداوم انديشه سفارش مى كنم؛ زيرا كه انديشيدن پدر و مادر همه خوبيهاست.
تنبيه الخواطر : ١ / ٥٢
∞∞∞
¤
انديشيدن، مايه زنده دلىِ صاحب بصيرت است.
البحار : ٧٨ / ١١٥ / ١١
∞∞∞
¤
غفلت آن است كه مسجد (رفتن براى نماز) را ترك كنى و از شخص مفسد فرمان برى.
البحار : ٧٨ / ١١٥ / ١٠
∞∞∞
¤
عـادتها مقهور كنندهاند. پس، هر كس در نهان و خلوتهاى خود به چيزى عادت كند، همان چيز او را در آشكار و ميان جمع رسوا سازد.
تنبيه الخواطر : ٢ / ١١٣
∞∞∞
¤
در پاسخ به سؤال پــدر بزرگوارش از او كه خرد چيست؟: اين كه دلت آنچه را به او مىسپارى، نگه دارد.
معاني الأخبار : ٤٠١ / ٦٢
∞∞∞
¤
امام حسن عليه السلام در پاسخ به ايـن سؤال كه خرد چيست؟: جام اندوه را جُرعه جُرعه نوشيدن تا به دست آمدن فرصت.
معاني الأخبار : ٢٤٠ / ١
∞∞∞
¤
با خرد است كه هر دو سرا به دست مىآيد و هر كه از خرد محروم باشد، از هر دو سرا محروم شود.
كشف الغمّه : ٢ / ١٩٧
∞∞∞
¤
در بسيارى جاها، چه ياور نيكويى است، خاموشى؛ هر چند كه سخنور باشى.
معاني الأخبار : ٤٠١ / ٦٢
∞∞∞
¤
آدم خموش، بسيار پُر هيبت است.
البحار : ٧٨ / ١١٣ / ٧
∞∞∞
¤
امام حسن عليه السلام در پاسخ به اين سؤال كه شجاعت چيست؟: ايستادگى در برابر هماوردان و پايدارى در نبرد.
تحف العقول : ٢٢٦
∞∞∞
¤
امام حسن عليه السلام خطاب به مردى كه با ايشان در باره ازدواج دختر خود مشورت كرد: او را به مردى باتقوا شوهر ده؛ زيرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گراميش مىدارد و اگر دوستش نداشته باشد به وى ستم نمىكند.
مكارم الأخلاق : ١ / ٤٤٦ / ١٥٣٤
∞∞∞
¤
زكات، هرگز چيزى را از ثروت كم نمىكند.
البحار : ٩٦ / ٢٣ / ٥٦
∞∞∞
¤
كسى كه قرآن بخواند، يك دعاى مستجاب شده دارد، دير مستجاب شود، يا زود.
البحار : / ٩٣ / ٣١٣ / ١٧
∞∞∞
¤
امام حسن عليه السلام در پاسخ به پرسش پدرش از او درباره تنگ چشمى: تنگ چشمى آن است كه آنچه را دارى مايه شرافت پندارى و آنچه را انفاق كنى، تلف شده و بر باد رفته انگارى.
البحار : ٧٣ / ٣٠٥ / ٢٣
∞∞∞
¤
آن را كه خرد نيست، ادب نيست.
البحار : ٧٨ / ١١١ / ٦
∞∞∞
¤
مردم چهار دستهاند: دستهاى از آنها اخلاق دارند، امّا بهرهاى (از دنيا) ندارند. دستهاى بهرهمندند، اما اخلاق ندارند. دستهاى نه بهرهاى (از دنيا) و نه اخلاق دارند كه اينها بدترين مردماند. و دستهاى كه هم اخلاق دارند و هم (از دنيا) بهرهمندند كه اينان، بهترين مردماند.
بحارالأنوار، ج 70، ص 10، ح 8
∞∞∞
¤
نه پاكدامنى، روزى را از انسان دور مىكند و نه حرص، روزى زياد مىآورد؛ چون روزى قسمت شده است و حرص زدن باعث مبتلا شدن به گناهان مىشود.
تفسير مجمع البيان، ج 10، ص 43
∞∞∞
¤
كسي كه در دلش هوايي جز خشنودي (خدا) خطور نكند، من ضمانت ميكنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 201، ش 2158
∞∞∞
◊◊◊

¤
به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست، تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم مىشوند.
تحف العقول، ص 245
∞∞∞
¤
پيامبر (ص) چنان با همنشينان رفتار مىنمودند كه هيچ يك از آنان گمان نمىكرد كسى نزد آن حضرت از وى گرامىتر باشد.
عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 284
∞∞∞
¤
هر كس خدا را چنان كه حق عبادت اوست، عبادت كند خداوند بيش از آرزوها و نيازش به او عطا مىنمايد.
بحارالأنوار، ج 71، ص 184
∞∞∞
¤
در بيان آنچه هنگام ظهور امام زمان (ع) رخ مىدهد: بركت از آسمان به سوى زمين فرو مىريزد، تا آنجا كه درخت از ميوه فراوانى كه خداوند در آن مىافزايد، مىشكند. (مردم) ميوه زمستان را در تابستان و ميوه تابستان را در زمستان مىخورند و اين معناى سخن خداوند است كه: (و اگر مردمِ آبادىها ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند، بركتهايى از آسمان و زمين به روى آنان مىگشوديم، ليكن تكذيب كردند).
مختصر بصائر الدرجات، ص 51
∞∞∞
¤
وقتى كه برادر دينىات از تو جدا شد، سخنى پشت سر او نگو، مگر اين كه دوست دارى او در پشت سر تو آن را بگويد.
بحارالأنوار، ج 78، ص 127
∞∞∞
¤
بار خدايا! كاري كن كه از تو چنان بترسم كه گويي مي بينمت و با تقوا و ترس از خودت خوشبختم گردان و با معصيت و نافرمانيت بدبختم مكن.
منتخب ميزانالحكمه، ص 301، ش 3318
∞∞∞
¤
عقل به كمال نرسد مگر با پيروي از حقّ.
منتخب ميزانالحكمه، ص 395، ش 4407
∞∞∞
◊◊◊

¤
خدايا! بر محمّد و آل او درود فرست و مرا از كسب روزىِ همراه با رنج، بىنياز گردان و از جايى كه گمان نمىرود، روزىام ده، تا به خاطر طلب روزى، از عبادت تو باز نمانم و بار سنگين مشكلات كسب روزى را به دوش نكشم.
مكارم الأخلاق، ص 463
∞∞∞
¤
خدايا... با توانگرى آبرويم را نگهدار و به تنگدستى حرمتم را از بين مبر كه بر اثر آن از كسانى روزى بخواهم كه روزىخوار تو هستند و از بندگان پست و بدكردار تو عطا و بخشش طلبم و در نتيجه، به ستايش آنكه به من بخشيده و نكوهش آنكه از من دريغ كرده است، گرفتار شوم. حال آنكه بخشيدن و نبخشيدن در حقيقت به دست توست.
خصال، ص 505
∞∞∞
¤
گناهانى كه باعث نزول عذاب مىشوند، عبارتاند از: ستم كردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره كردن آنان.
كافى، ج 2 ص 115، ح 16
∞∞∞
¤
خدايا به دست من براى مردم خير و نيكى جارى ساز و آن را با منّتگذارى من تباه مكن، و مرا اخلاق والا عطا فرما و از فخرفروشى نگاهدار.
صحيفه سجاديه، از دعاى 20
∞∞∞
¤
خداوند! مرا از كسانى قرار ده كه عمرشان را دراز و كردارشان را نيكو گردانيدهاى و نعمتت را بر آنان تمام كردهاى و از آنان خُرسندى و به آنان زندگىاى پاك، همراه با پايدارترين شادمانى و سرشارترين كرامت و كاملترين رفاه، عطا نمودهاى.
بحارالأنوار ، ج 98، ص 91، ح 2
∞∞∞
¤
پيامبر (ص) بر گروهى گذشتند كه سنگى را بلند مىكردند . فرمودند : اين چه كارى است؟ گفتند : با اين كار ، نيرومندترين و محكمترينِ خود را مىشناسيم. فرمودند: آيا به شما خبر دهم كه محكمترين و قوىترينِ شما كيست؟ گفتند: بلى اى پيامبر خدا! فرمودند: محكمترين و قوىترين شما، كسى است كه هر گاه خشنود شود، خشنودىاش او را به گناه و باطل نكشاند، و هر گاه خشمگين شود، خشمش او را از سخن حق، بيرون نبرد، و هر گاه به قدرت رسيد، آنچه برايش حق نيست، دست نزند.
معانى الأخبار، ص 366
∞∞∞
¤
شخصي به امام سجّاد عليهالسلام عرض كرد: مرا از تمام دستورهاى دين آگاه كنيد، امام عليهالسلام فرمودند: حقگويى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد.
خصال، ص 113، ح 90
∞∞∞
¤
شما اى اهل بصيرت! پند گيريد و خدا را براى اينكه هدايتتان كرد، سپاس گوييد و بدانيد كه از قبضه قدرت خداوند به سوى قدرتى ديگر بيرون نتوانيد رفت و خدا و فرستادهاش، به زودى كردار شما را مىبينند و آنگاه در پيشگاه او گرد آورده مىشويد. پس از اندرزها بهره گيريد و ادب شايستگان را داشته باشيد.
بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 325، ح 14
∞∞∞
◊◊◊

¤
ابتداى هر كتابى كه از آسمان نازل شده «بسم اللّه الرحمن الرحيم» است. هر گاه «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را قرائت كردى اشكالى ندارد كه استعاذه نكنى (نگويى كه پناه مىبرم به خدا) و هر گاه بسم اللّه الرحمن الرحيم را تلاوت كردى، تو را از آنچه ميان آسمان و زمين است محفوظ مىدارد.
بحارالأنوار، ج 89 ، ص 238
∞∞∞
¤
پدرم [امام] زينالعابدين (ع)، هر گاه به جوانانى كه دانش مىاندوختند، مىنگريست، آنان را به خود نزديك مىكرد و مىفرمود: آفرين بر شما كه امانتهاى دانشيد و بهزودى شما كمسالان جامعه، بزرگان جامعهاى ديگر مىشويد.
الدر النظيم فى مناقب الائمة اللهاميم ، ص 587
∞∞∞
¤
مردم بر دو دستهاند: آن كه با مرگ آسوده شود و آنكه با مرگش ديگران آسوده شوند.
معانى الأخبار، ص 290
∞∞∞
¤
خداوندا! مرا روزىِ حلالى بده كه كفايتم كند، و روزىاى نده كه به طغيانم كشاند و به فقرى گرفتارم نكن كه با آن بدبخت شوم و به تنگنا افتم.
فضائل الشهر الثلاثة، ص 108
∞∞∞
¤
پشت سر برادران (دينى) خود دعا كن، كه اين كار روزى را به طرف تو سرازير مىكند.
بحارالأنوار، ج 76، ص 60، ح 14
∞∞∞
¤
خداوند عزوجل، كسى را كه در ميان جمع شوخى كند، دوست دارد به شرط آنكه ناسزا نگويد.
كافى، ج 2، ص 345، ح 5
∞∞∞
¤
حسين(ع)، بزرگ مرد كربلا، مظلوم و رنجيده خاطر و لب تشنه و مصيبزده به شهادت رسيد. پس خداوند، به ذات خود، قسم ياد كرد كه هيچ مصيبتزده و رنجيده خاطر و گنهكار و اندوهناك و تشنهاى و هيچ بَلا ديدهاى به خدا روى نمىآورد و نزد قبر حسين عليهالسلام دعا نمىكند و آن حضرت را به درگاه خدا شفيع نمىسازد، مگر اينكه خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مىكند و گناهش را مىبخشد و عمرش را طولانى و روزىاش را گسترده مىسازد. پس اى اهل بينش، درس بگيريد.
بحارالأنوار ، ج 101، ص 46، ح 5
∞∞∞
¤
ثواب صله رحم سريعتر از هر كار خيرى به انسان مىرسد.
كافى، ج 2، ص 152، ح 15
∞∞∞
¤
بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عريان مدار.
كافى، ج 8، ص 55
∞∞∞
¤
خداوند عزوجل به وسيله تقوا، انسان را از آنچه عقلش به آن نمىرسد، حفظ مىكند و كوردلى و نادانى را از او دور مىنمايد.
كافى، ج 8، ص 52، ح 16
∞∞∞
¤
از تنبلي و كمحوصلگي دوري كن؛ زيرا اين دو حالت سرآغاز هر بدي است.
روضه بحار (نقل از چهل سخن)
∞∞∞
◊◊◊

¤
اين كار (قيام قائم «ع») رخ نخواهد داد تا آن كه هر گروه و دستهاى حكومت بر مردم را به دست گيرد تا كسى نگويد اگر حاكم مىشديم عدالت را ميگسترانديم. بعد از اين، قائم حقّ و عدل گستر قيام مىكند.
مشكاة الأنوار : ٦٣
∞∞∞
¤
چون خداوند به بندهاى نعمت بدهد و او آن را قلباً قدر بشناسد و به زبان سپاس بگويد، سخنش تمام نشده، فرمان افزايش نعمت براى وى صادر مىشود.
كافى، ج 2، ص 95، ح 9
∞∞∞
¤
بدهى بسيار، راستگو را دروغگو و خوشقول را بدقول مىگرداند.
غررالحكم، ج 4، ص 592، ح 7105
∞∞∞
¤
اگر قرض گيرنده بدون قرار قبلى، سودى به قرض دهنده بدهد مُباح است، ولى آن قرض دهنده پاداشى از خدا نخواهد گرفت.
بحارالانوار، ج 103، ص 157، ح 1
∞∞∞
¤
غذا خوردن نزد مصيبتزدگان و با خرج آنان، از رفتارهاى جاهليت است و سنّت پيامبر (ص) فرستادن غذا براى مصيبتزدگان است.
من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 182
∞∞∞
¤
خداوند عزوجل هيچ پيامبرى را نفرستاد، مگر به راستگويى و برگرداندن امانت به نيكوكار و بدكار.
كافى، ج 1، ص 104، ح 1
∞∞∞
¤
مردم را به غير از زبان خود، دعوت كنيد، تا پرهيزكارى و كوشش در عبادت و نماز و خوبى را از شما ببينند، زيرا اينها خود دعوت كننده است.
كافى، ج 2 ، ص 78، ح 14
∞∞∞
¤
سزاوار است مؤمن هشت خصلت داشته باشد: در سختىها باوقار، در گرفتارى صبور، در آسايش شاكر و به روزى خداوند قانع باشد، به دشمنان ستم نكند، از دوستان كينه و دشمنى به دل نگيرد، بدنش از او در رنج و مردم از او در آسايش باشند.
كافى، ج2، ص 47، ح1
∞∞∞
¤
هر كس ستم كند خداوند ستمش را به خود او باز مىگرداند و يارى خدا نصيب كسى مىگردد كه به او ستم شده و كسى كه خدا او را يارى كند غلبه پيدا مىكند و از جانب خدا پيروزى نصيبش مىشود.
تحف العقول، ص 315
∞∞∞
¤
هر كس بخواهد دعايش مستجاب شود، بايد كسب خود را حلال كند و حق مردم را بپردازد. دعاى هيچ بندهاى كه مال حرام در شكمش باشد يا حق كسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمىرود.
بحارالأنوار، ج 93، ص 321، ح 31
∞∞∞
¤
صدقهاى كه خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح ميان مردم هرگاه رابطهشان تيره شد و نزديك كردن آنها به يكديگر هرگاه از هم دور شدند.
كافى، ج 2، ص 209، ح 1
∞∞∞
¤
گناهى كه نعمتها را تغيير مىدهد، تجاوز به حقوق ديگران است. گناهى كه پشيمانى مىآورد، قتل است. گناهى كه گرفتارى ايجاد مىكند، ظلم است. گناهى كه آبرو مىبَرد، شرابخوارى است. گناهى كه جلوى روزى را مىگيرد، زناست. گناهى كه مرگ را شتاب مىبخشد، قطع رابطه با خويشان است. گناهى كه مانع استجابت دعا مىشود و زندگى را تيره و تار مىكند، نافرمانى از پدر مادر است.
علل الشرايع ، ج 2، ص 584
∞∞∞
¤
ما، غير از صله رحم، چيزى نمىشناسيم كه بر عمر بيفزايد، تا آنجا كه گاهى عمر كسى سه سال است، و وقتى كه اهل صله رحم مىشود، خداوند هم سى سال بر عمرش مىافزايد و آن را سى و سه سال مىكند و گاهى عمر كسى سى و سه سال است و قطع رحم مىكند و خداوند هم سى سال از عمر او مىكاهد و عمرش را به سه سال، كاهش مىدهد.
كافى ، ج 2، ص 152 ، ح 17
∞∞∞
¤
اگر دوست دارى كه خداوند عمرت را زياد كند، پدر و مادرت را شاد كن.
بحارالأنوار ، ج 74 ، ص 81 ، ح 84
∞∞∞
¤
هر كس به شايستگى در حقّ خانوادهاش نيكى كند، خداوند بر عمرش مىافزايد.
كافى ، ج 8، ص 219، ح 269
∞∞∞
¤
صله رحم، خانهها را آباد و عمرها را طولانى مىكند، هر چند صله رحم كنندگان مردمان خوبى نباشند.
امالى طوسى، ص 481، ح 18
∞∞∞
¤
صله رحم نماييد و به برادران (دينى) خود نيكى كنيد، هر چند با سلام كردن خوب و يا جواب سلام خوب باشد.
كافى، ج 2، ص 157، ح 31
∞∞∞
¤
هرگاه برادرت ناخوانده بر تو وارد شد، همان غذايى كه در خانه دارى برايش بياور و هرگاه او را دعوت كردى در پذيرايى از او خودت را به زحمت بينداز.
محاسن، ج 2، ص 410، ح 138
∞∞∞
¤
بهترين صله رحم، خوددارى از آزار و اذيت خويشاوندان است.
بحارالأنوار، ج 74، ص 88 ، ح 1
∞∞∞
¤
صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاكيزه جان مىنمايد و روزى را زياد مىكند و مرگ را به تأخير مىاندازد.
كافى، ج 2، ص 151، ح 6
∞∞∞
¤
اگر مردم مىدانستند چه خواصى در سيب وجود دارد، بيماران خود را تنها با آن درمان مىكردند. بدانيد كه سيب از هر چيزى سريعتر به قلب فايده مىبخشد و خوشبو كننده است.
طب الأئمه، ص 135
∞∞∞
¤
سه چيز، فراموشى را از بين مىبرد و حافظه را زياد مىكند: خواندن قرآن، مسواك زدن و روزه گرفتن.
دعائم الاسلام، ج 2، ص 137، ح 481
∞∞∞
¤
اگر مىخواهى ديدگان تو روشن شود و به خير دنيا و آخرت دستيابى، طمع خود را از آنچه در دست مردم است قطع كن و خود را از ميرندگان بشمار و گمان نكن كه از كسى بهترى و زبان خود را نگهدار همان گونه كه مال خود را نگه مىدارى.
بحارالأنوار، ج 13، ص 416، ح 8
∞∞∞
¤
كسى كه از حق دَم مىزند با سه ويژگى شناخته مىشود: دوستانش ديده شوند كه چه كسانى هستند؟ نمازش چگونه است؟ و در چه وقت آن را مىخواند؟
محاسن، ج 1، ص 254، ح 281
∞∞∞
¤
هرگاه بندهاى به نماز بايستد و آن را سبك به جا آورد، خداوند به فرشتگانش مىگويد: به بندهام نمىنگريد؟ گويا برآوردن حاجتهايش را به دست كسى جز من مىداند؟ آيا او نمىداند تأمين نيازهايش به دست من است؟
وسائل الشيعة، ج 5، ص 39، ح 6
∞∞∞
¤
شما را سفارش مىكنم به دعا كردن، زيرا با هيچ چيز به مانند دعا به خدا نزديك نمىشويد. و دعا كردن براى هيچ امر كوچكى را، به خاطر كوچك بودنش رها نكنيد، زيرا حاجتهاى كوچك نيز به دست همان كسى است كه حاجتهاى بزرگ به دست اوست.
كافى، ج 2، ص 467، ح6
∞∞∞
¤
بدون ترديد، خداوند بر بنده خود به خاطر شدّت محبّت به فرزندش، رحم مىكند.
كافى ، ج 6، ص 50، ح 5
∞∞∞
¤
دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم : دانشمند يا دانشاندوز . اگر جوانى چنين نكند، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه كرده است و اگر گناه كند، سوگند به آن كس كه محمّد (ص) را به حق برانگيخت، دوزخنشين خواهد شد.
امالى طوسى ، ص 303، ح 604
∞∞∞
¤
خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست دارد و از فقر و تظاهر به فقر بيزار است. هرگاه خداوند به بندهاى نعمتى بدهد، دوست دارد اثر آن را در او ببيند. عرض شد: چگونه؟ فرمودند: لباس تميز بپوشد، خود را خوشبو كند، خانهاش را گچكارى كند، جلوى در حياط خود را جاروكند، حتى روشن كردن چراغ قبل از غروب خورشيد فقر را مىبرد و روزى را زياد مىكند.
كافى، ج 6، ص 484، ح 5
∞∞∞
¤
اگر در ميان مردم عدالت برقرار شود، همه بىنياز مىشوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو مىفرستد و زمين بركت خويش را بيرون مىريزد.
كافى، ج 3، ص 568، ح 6
∞∞∞
¤
بردبارى چراغ خداست... پنج چيز است كه بردبارى مىطلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بىگناه باشد و اذيت شود، حقطلبى كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنى، بردبار هستى... .
بحارالأنوار، ج 71، ص 422، ح61
∞∞∞
¤
درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببنديد و درهاى طاعت را با بسم اللّه گفتن بگشاييد.
الدعوات، ص 52
∞∞∞
¤
بسا كه يكى از شيعيان ما در آغاز كارى، بسم اللّه الرحمن الرحيم نمىگويد و به همين خاطر، خداوند، او را گرفتار چيزى ناخوشايند مىسازد تا به شكر و ثناى الهى متوجّه گردد و كوتاهىاش را در گفتن بسم اللّه، جبران كند.
التوحيد، ص 231
∞∞∞
¤
باء (بسم اللّه الرحمن الرحيم) بهاء (روشنى) خدا و سين آن سناء (بزرگى) خدا و ميم آن مجد (عظمت) خدا، و اللّه معبود همه چيز، رحمن مهربان به همه خلق، رحيم مهربان فقط به مؤمنان است.
كافى، ج 1، ص 114
∞∞∞
¤
كسى كه كارهاى خود را به خدا بسپارد همواره از آسايش و خير و بركت در زندگى برخوردار است و واگذارنده حقيقى كارها به خدا، كسى است كه تمام همّتش تنها به سوى خدا باشد.
مصباح الشريعه، ج 1، ص 175، ح 83
∞∞∞
¤
اگر اراده قوى باشد، هيچ بدنى براى انجام دادن كار، ناتوان نيست.
من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 400، ح 5859
∞∞∞
¤
مردم، بيشتر از آنكه با عمر خود زندگى كنند، با احسان و نيكوكارى خود زندگى مىكنند و بيشتر از آنكه با اجل خود بميرند، بر اثر گناهان خود مىميرند.
دعوات الراوندى، ص 291، ح 33
∞∞∞
¤
خواب مايه آسايش جسم، سخن مايه آسايش جان و سكوت مايه آسايش عقل است.
من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 402، ح5865
∞∞∞
¤
آيا به شما بگويم كه مكارم اخلاق چيست؟ گذشت كردن از مردم، كمك مالى به برادر (دينى) خود و بسيار به ياد خدا بودن.
معانى الأخبار، ص 191، ح 2
∞∞∞
¤
خوش اخلاقى در بين مردم، زينت اسلام است.
مشكاة الأنوار، ص 422
∞∞∞
¤
شادى در سه چيز است: وفادارى، رعايت حقوق و ايستادگى در برابر سختىها.
تحف العقول، ص 323
∞∞∞
¤
نماز شب، انسان را خوشسيما، خوشاخلاق و خوشبو مىكند و روزى را زياد و قرض را ادا مىنمايد و غم و اندوه را از بين مىبرد و چشم را نورانى مىكند.
ثواب الأعمال، ص 42
∞∞∞
¤
آدم ديندار چون مىانديشد، آرامش بر جان او حاكم است. چون خضوع مىكند متواضع است. چون قناعت مىكند، بىنياز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهايى را برگزيده از دوستان بىنياز است. چون هوا و هوس را رها كرده آزاد است. چون دنيا را فرو گذارده از بدىها و گزندهاى آن در امان است. چون حسادت را دور افكنده محبتش آشكار است.
مردم را نمىترساند پس از آنان نمىهراسد و به آنان تجاوز نمىكند پس از گزندشان در امان است. به هيچ چيز دل نمىبندد پس به رستگارى و كمال فضيلت دست مىيابد و عافيت را به ديده بصيرت مىنگرد پس كارش به پشيمانى نميكشد.
امالى مفيد، ص 52، ح 14
∞∞∞
¤
پنج چيز است كه هر كس يكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگىاش كمبود دارد و كم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنيت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسيد: همراهِ همرأى كيست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشين خوب و پنجم كه در برگيرنده همه اينهاست، رفاه و آسايش است.
خصال، ص 284
∞∞∞
¤
كسى كه كارهاى خود را به خدا بسپارد همواره از آسايش و خير و بركت در زندگى برخوردار است و واگذارنده حقيقى كارها به خدا، كسى است كه تمام همّتش تنها به سوى خدا باشد.
مصباح الشريعه، ج 1، ص 175، ح 83
∞∞∞
¤
هر گاه روز قيامت گردد، خداى عزّوجلّ عالم و عابد را برانگيزاند. پس آنگاه كه در پيشگاه خداوند ايستادند به عابد گفته مىشود: «به سوى بهشت حركت كن» و به عالم گفته مىشود: «بايست و مردم را به خاطر آنكه نيكو ادبشان نمودى، شفاعت كن».
علل الشرايع، ج 2، ص 394، ح 11
∞∞∞
¤
اگر در عُمرت دو روز مهلت داده شدى ، يك روز آن را براى ادب خود قرار ده تا از آن براى روز مُردنت كمك بگيرى. به امام گفته شد: اين كمك گرفتن چگونه است؟ فرمودند: به اينكه آنچه را از خود برجا مىگذارى، خوب برنامهريزى كنى و محكمكارى نمايى.
غرر الحكم، ح 7016
∞∞∞
¤
شيطان، در عالِمِ بىبهره از ادب بيشتر طمع مىكند تا عالِمِ برخوردار از ادب . پس ادب داشته باشيد وگرنه شما، بيابانى (فاقد تمدّن) هستيد.
مطالب السؤول، ص 49
∞∞∞
¤
آنكه خدا را شناخت ، از او ترسيد و آن كس كه از خدا ترسيد ، ترس از خدا او را به عمل به فرمان او و در پيش گرفتن ادبش واداشت . پس فرمانبردارانِ ادب شده به ادب خدا و اطاعتكنندگان دستورهاى او را بشارت ده كه بر خداست كه آنها را از فتنههاى گمراهكننده برهاند.
تحف العقول، ص 489
∞∞∞
◊◊◊

¤
از امام كاظم (ع) درباره آدم فرومايه سؤال شد، فرمود: كسى كه در كوچه و بازار (چيز) مىخورد.
وسائل الشيعه : ١٦ / ٥١٠ / ١
∞∞∞
¤
هرگاه خواستى از خداوند حاجتى طلب كنى، بگو: خدايا! به حقّ محمّد و على از تو مسألت مىكنم؛ زيرا كه آن دو را نزد تو منزلتى است.
الدعوات: ٥١ / ١٢٧
∞∞∞
¤
هميشه دعاكنيد؛ زيرا دعا به درگاه خدا و مسألت كردن از او بلايى را كه قضا و قدر الهى به آن تعلّق گرفته و فقط مانده كه به اجرا درآيد، دفع مىكند. پس، چون خداوند عز و جل خوانده شود و از او مسألت گردد، بلا را كاملاً بر گرداند.
الكافي : ٢ / ٤٧٠/ ٨
∞∞∞
¤
بهترين كارها معتدلترين آنهاست.
بحارالانوار ج ٧٦ / ٢٩٢ / ١٦
∞∞∞
¤
خداوند عز و جل شراب را به خاطر نامش حرام نكرده، بلكه به سبب پيامدهاى آن حرام كرده است. پس، هر چيزى كه پيامدهاى شراب را داشته باشد، آن نيز (در حكم) شراب است.
الكافي : ٦ / ٤١٢ / ٢
∞∞∞
¤
در نهان از خدا شرم كنيد همچنان كه در آشكار از مردم شرم داريد.
تحف العقول : ٣٩٤
∞∞∞
¤
به لقمان گفته شد: چكيده حكمت تو چيست؟ گفت: از آنچه مىدانم نمىپرسم و براى آنچه به من مربوط نمىشود خود را به زحمت نمىاندازم.
بحارالانوار ج ١٣ / ٤١٧ / ١٠
∞∞∞
¤
حقّ را بگو اگر چه نابودى تـو در آن بـاشد؛ زيرا كه نجات تو در آن است... و باطل را فروگذار هر چند نجات تو در آن باشد؛ زيرا كه (در واقع) نابودى تو در آن است.
تحف العقول : ٤٠٨
∞∞∞
¤
حُسن همسايگى اين نيست كه آزار نرسانى بلكه حسن همسايگى اين است كه در برابر آزار و اذيّت همسايه شكيبا باشى.
تحف العقول : ٤٠٩
∞∞∞
¤
مصيبت، براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دو تا.
تحف العقول : ٤١٤
∞∞∞
¤
مؤمن هميشه همراه خود پنج چيز بايد داشته باشد: مسواك، شانه، مهر و جانماز، تسبيحي كه 34 دانه داشته باشد و انگشتر عقيق.
بحارالا نوار: ج 98، ص 136، ح 76
∞∞∞
¤
هر كه از سوي خودش موعظهگري (كه از درون تذكرش دهد) نداشته باشد دشمنش كه همان شيطان باشد بر او چيره گردد.
نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: ص 124، ح 15
∞∞∞
¤
بدترين بنده كسي است كه داراى دو چهره و دو زبان مىباشد، كه در پيش رو چيزى گويد و پشت سر چيز ديگر.
تحف العقول : ص 291
∞∞∞
¤
چيزى با فضيلتتر و بهتر از عقل بين بندگان توزيع نشده است، تا جائى كه خواب عاقل - هوشمند - بهتر از شب زندهدارى جاهل بىخرد است.
تحف العقول: ص 213
∞∞∞
¤
تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسائى كردهام: اوّلين آنها اين كه پروردگار و خود را بشناسى. دوّم، آنچه را كه براي تو ساخته و مهيا شده را بشناسي. سوّم، بدانى كه براى چه آفريده شدهاى. چهارم، آنچه تو را از دين و اعتقاداتت منحرف ميكند را بشناسي.
كافى : ج 1، ص 50، ح 11
∞∞∞
¤
مردم چهار گروهند: جاهلى كه غرق در هوا و هوس و در معرض هلاكت است، عابدى كه تظاهر به تقوا مىكند و هر چه بيشتر عبادت مىنمايد، تكبرش بيشتر مىشود، عالمى كه مىخواهد پشت سرش حركت كنند و دوست دارد از او تعريف نمايند، و حقشناسِ حقپويى كه دوست دارد حق را به پادارد، اما يا ناتوان است و يا زير سلطه. چنين فردى بهترين نمونه روزگار و عاقلترين مردم دوران است.
خصال، ص 262
∞∞∞
¤
تا زمانى كه بيمارى، به جد با شما درگير نشده است، درگير معالجه طبيبان نشويد، كه درمان به مانند ساختمان است كه اندك آن، شخص را به مقدار فراوانش مىكشاند.
علل الشرايع، ص، 465، ح 17
∞∞∞
¤
خدا را در زمين بندگانى است كه براى رفع نيازهاى مردم مىكوشند. اينان در روز قيامت در امان هستند.
كافى، ج 2، ص197، ح 2
∞∞∞
¤
مشورت با عاقلِ خيرخواه، خجستگى، بركت، رشد و توفيقى از سوى خداست.
تحف العقول، ص 398
∞∞∞
¤
خوب است بچّه در كودكى بازىگوش باشد تا در بزرگسالى بردبار گردد و شايسته نيست كه جز اين باشد.
كافى ، ج 6، ص 51، ح 2
∞∞∞
¤
كسى گفت:از فرزندم به امام كاظم (ع) شكايت كردم. ايشان فرمودند: «او را نزن بلكه با او قهر كن ولى نه به مدّت طولانى.
عدّة الداعى ، ص 79
∞∞∞
¤
هر كس گرفتار چيزى است كه غمگينش مىسازد يا ناخوشايندى كه ناراحتش مىكند، اگر سر به آسمان بلند كند و سه بار بسم اللّه الرحمن الرحيم بگويد، بىترديد، خداوند، گره از كارش خواهد گشود و غمش را برطرف خواهد كرد.
مكارم الأخلاق، ص 347
∞∞∞
¤
از امام كاظم (ع) پرسيدند: كداميك از آيات كتاب خدا برتر و بزرگتر است؟ فرمودند: بسم اللّه الرحمن الرحيم.
بحارالأنوار، ج 89 ، ص 238
∞∞∞
◊◊◊

¤
به بزرگترهايتان احترام بگذاريد و با كوچكترها مهربان باشيد و صله رحم نماييد.
عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 265
∞∞∞
¤
سخاوتمند، از غذاى مردم مىخورد، تا مردم از غذاى او بخورند، اما بخيل از غذاى مردم نمىخورد تا آنها نيز از غذاى او نخورند.
عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 15، ح 26
∞∞∞
¤
تواضع درجاتى دارد: يكى از آنها اين است كه انسان اندازه خود را بشناسد و با طيب خاطر خود را در آن جايگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همانگونه رفتار كند كه انتظار دارد با او رفتار كنند، اگر بدى ديد آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فرو خورد و از مردم درگذرد، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
كافى، ج 2، ص 124، ح 13
∞∞∞
¤
ما اهل بيت، وعدههاى خود را براى خودمان، بدهى و دِين حساب مىكنيم، چنانكه رسول اكرم (ص) چنين مىكردند.
تحف العقول، ص 446
∞∞∞
¤
شخصى از امام كاظم (ع) درخواست نمود كه در كلامى كوتاه، چيزى به او بياموزد كه با آن خير دنيا و آخرت را به دست آورد. حضرت فرمودند: خشمگين مشو.
بحارالأنوار، ج 73، ص 265، ح 13
∞∞∞
¤
مردى نزد سرور ما رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: به من اخلاقى بياموزيد كه خير دنيا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو.
فقه الرضا عليه السلام ، ص 354
∞∞∞
¤
هر كس مىخواهد معدهاش او را آزار نرساند، نبايد ميان غذا آب بنوشد تا غذا خوردن را به پايان رساند. هر كس ميان غذا آب خورد بدنش به رطوبت گرايد، معدهاش ضعيف گردد و رگهايش قوّت غذا را به خود جذب نكند؛ زيرا هرگاه پىدرپى روى غذا آب ريخته شود در معده نارسايى پديد آيد.
35. طب الرضا، ص 52
∞∞∞
¤
خداوند تبارك و تعالى هيچ خوردنى و نوشيدنى را حلال نكرده است مگر آنكه در آن سود و صلاحى بوده و هيچ خوردنى و نوشيدنى را حرام ننموده، مگر آنكه در آن زيان و نابودى و فسادى بوده است، پس هر چيز سودمندى نيرو بخش جسم، كه باعث تقويت بدن است حلال شده است و هر چيزى كه قواى جسمانى را از بين ببرد و يا موجب مرگ شود حرام است.
4. مستدرك الوسائل، ج 16، ص 333، ح 2
∞∞∞
¤
اگر كسى بگويد: چرا شناخت پيامبران و اعتراف به آنها و اقرار به (لزوم) اطاعت از آنان، بر مردم واجب است؟ در پاسخ گفته شود: چون در وجود مردم و قواى آنان، چيزى نيست كه با آن، مصالحشان را كامل سازند و آفريدگار نيز برتر از آن است كه ديده شود، سستى و ناتوانى آنان از ادراك او آشكار است، پس چارهاى جز اين نيست كه ميان خداوند و مردم، پيامآورى معصوم باشد كه اوامر و نواهى و ادب (و آموزههاى) او را به ايشان برساند و آنها را به آنچه مايه سود و زيانشان است، آگاه سازد.
علل الشرايع، ج 2، ص 394، ح 11
∞∞∞
¤
معناى گفته كسى كه بسماللّه مىگويد، يعنى نشانى از نشانههاى خداوند را بر خود مىگذارم و آن عبادت است.
التوحيد، ص 229
∞∞∞
¤
هر كـه گره از كار مـؤمني بـگشايد، خـداوند در روز قيامت گره غم از دل او بگشايد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 271، ش 2988
∞∞∞
¤
امامت زمام دين است و رشته كار مسلمانان واصلاح وآباداني دنيا و سرفرازي مؤمنان.
منتخب ميزانالحكمه، ص 31، ش 353
∞∞∞
◊◊◊

¤
سه چيز است كه رضـوان خـداوند متعال را به بنـده مـىرسـانـد: 1ـ زيادى استغفار , 2ـ نرمخو بودن, 3ـ و زيادى صدقه و سه چيز است كه هـر كـس آن را مـراعات كنـد پشيمـان نشــود: 1ـ ترك نمودن عجله, 2ـ مشورت كردن, 3ـ و به هنگـام تصميـم, تـوكل بـر خـدا نمـــودن.
مسند الامام الجواد, ص 247
∞∞∞
¤
كسى كه به خاطر هواى نفسش هدايت و ترقى را از تو پوشيده داشته, حقا كه با تو دشمنى ورزيده است.
مسند الامام الجواد, ص 244
∞∞∞
¤
اعتماد به خـداوند بهاى هر چيز گـرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبهاى است.
مسند الامام الجواد, ص 244
∞∞∞
¤
سه چيز است كه به وسيله آن دوستـى حـاصل گـردد: انصـاف, ومعاشـرت و هميـارى در وقت سختـى, وسپـرى نمـودن عمر با قلب پـاك.
مسند الامام الجواد, ص 248
∞∞∞
¤
كسى كه آگاه به ظلم است و كسى كه كمك كننده بر ظلم است و كسى كه راضى به ظلم است, هر سه شريكاند.
مسند الامام الجواد, ص 247
∞∞∞
¤
چهار چيز است كه شخص را به كار وا مىدارد: سلامت, بىنيازى, دانـش و تـوفيق.
مسند الامام الجواد, ص 246
∞∞∞
¤
در ظاهـر دوست خـدا و در بـاطـن دشمـن او مباش.
مسند الامام الجواد, ص 245
∞∞∞
¤
روزگـار و گذشت زمـان, پـرده از روى كـارهـاى نهفته بـرمـىدارد.
مسند الامام الجواد, ص 245
∞∞∞
¤
كسى كه كارى را بدون علم و دانش انجام دهد. افسادش بيش از اصلاحش خواهد بود.
مسند الامام الجواد, ص 244
∞∞∞
¤
كسـى كه سازش و مدارا با مـردم را رها كنـد, نـاراحتـى به او روى ميآورد.
مسند الامام الجواد, ص 244
∞∞∞
¤
نعمتـى كه بـراى آن شكـرگزارى نشـود, مانند گناهى است كه آمـرزيـده نگردد.
مسند الامام الجواد, ص 243
∞∞∞
¤
چگونه ضايع مىشـود كسى كه خدا، عهدهدار و سرپرست اوست؟ وچگونه فرار مىكند كسى كه خدا جـوينده اوست؟ كسـى كه از خـدا قطع رابطه كنـد و به ديگرى تـوكل نمايد, خداونداو را به همان شخص واگذار نمايد.
مسند الامام الجواد, ص 243
∞∞∞
¤
ملاقـات و زيارت بـرادران سبب گستـرش و بارورى عقل است, اگر چه اندك باشـد.
مسند الامام الجواد, ص 242
∞∞∞
¤
هر كه گوش به گويندهاى دهد به راستى كه او را پرستيده پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خـدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليـس سخـن گـويد, به راستى كه ابليس را پرستيده است.
تحف العقـول, ص 456
∞∞∞
¤
به تاخير انداختن توبه نوعى خود فريبى است, و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است و عذر تراشى در برابر خدا نابـودى است, و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خـداست.
تحف العقـول, ص 456
∞∞∞
¤
اظهار چيزى قبل از آن كه محكـم و پـايـدار شـود سبب تباهـى آن است.
تحف العقـول, ص 457
∞∞∞
¤
مؤمن نيازمند سه چيز است: توفيقى از پروردگار، پند دهندهاى از درون خويش و پذيرش از نصيحت كنندگان.
بحارالأنوار، ج 78، ص 358، ح 1
∞∞∞
◊◊◊

¤
عاق والدين، تنگدستى در پى دارد و به ذلّت مىكشاند.
بحار الانوار: ج ٧٤ / ٨٤ / ٩٥
∞∞∞
¤
مـقـدّرات، چـيزهايى را كـه بـه ذهنت خطور نمى كند، نشانت مىدهد.
أعلام الدين : ٣١١
∞∞∞
¤
هر كه دوستى و انديشه اش را در اختيار تو گذاشت، تو نيز اطاعتت را در اختيار او گذار.
بحار الانوار: ج ٧٨ / ٣٦٥ / ٤
∞∞∞
¤
از خوبى بهتر كسى است كه خوبى مىكند و از زيبايى زيباتر كسى است كه زيبا مىگويد و از علم برتر، كسى است كه دارنده آن است.
بحار الانوار: ج ٧٨ / ٣٧٠ / ٤
∞∞∞
¤
سرزنش و گله گذارى بهتر است از كينه به دل گرفتن.
بحار الانوار: ج ٧٨ / ٣٦٩ / ٤
∞∞∞
¤
نادان، اسير زبان خود است.
الدرّة الباهرة : ٤١
∞∞∞
¤
توبه نصوح اين است كه باطن همچون ظاهر و بهتر از آن شود.
بحار الانوار: ج ٦ / ٢٢ / ٢٠
∞∞∞
¤
از كسى كه آزرده اش كردهاى صفا و يكرنگى مجوى و از كسى كه تير بدگمانيت را به او نشانه رفتهاى خيرخواهى مجوى؛ زيرا دل ديگران با تو همچون دل توست با ديگران.
بحار الانوار: ج 74 / 181
∞∞∞
¤
اعتبار مردم در دنيا به مال است و در آخرت به عمل.
بحارالأنوار، ج 78، ص 368، ح 3
∞∞∞
¤
به راستى كه حرام، افزايش نمىيابد و اگر افزايش يابد، بركتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشهاى به سوى آتش خواهد بود.
كافى، ج 5، ص 125، ح 7
∞∞∞
◊◊◊

¤
كم آسايش ترين مردم، انسان كينه توز است.
منتخب ميزانالحكمه، ص 156
∞∞∞
¤
اللّه، هموست كه هر آفريدهاي به هنگام نيازها و سختيها و اميد بركندن از هر كه جز او، بدو پناه ميبرد.
بحار الانوار جلد ٣ ص ٤١ ح١٦
∞∞∞
¤
همانا شجاعت، اندازه اي دارد كه اگر از آن فراتر رود بي باكي است.
منتخب ميزانالحكمه، ص 292
∞∞∞
¤
هيچ عزّتمندي حقّ را فرو نگذاشت، مگر اين كه به ذلّت افتاد وهيچ ذليل وناتواني حقّ را نگرفت مگر اين كه عزيز ونيرومند شد.
منتخب ميزانالحكمه، ص 378
∞∞∞
¤
رسيدن به خداوند عز وجل، سفري است كه جز با نشستن بر مركب شب، پيموده نشود.
منتخب ميزانالحكمه، ص 464
∞∞∞
¤
(همه) پليديها در يك خانه نهاده شده وكليد آن، دروغ قرار داده شده است.
منتخب ميزانالحكمه، ص 486
∞∞∞
¤
كـس فـردي را كه استحقاق سـتايش ندارد بستايد، خود را در مقام اتهام وبدگماني قرار داده است.
منتخب ميزانالحكمه، ص 508
∞∞∞
¤
مجادله مكن كه احترامت از بين ميرود وشوخي مكن كه بر تو گستاخ ميشوند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 512
∞∞∞
¤
فروتني، نعمتي است كه به آن حسادت نميشود.
منتخب ميزانالحكمه، ص 596
∞∞∞
¤
هركه از چهره هاي مردم پروا نكند، از خداوند پروا نميكند.
منتخب ميزانالحكمه، ص 606
∞∞∞
¤
هر كس برادر (دينىاش) را پنهانى نصيحت كند، او را آراسته و اگر آشكارا نصيحتش نمايد، ارزش او را كاسته است.
تحف العقول، ص 489
∞∞∞
¤
در تفسير آيه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: يعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد. مؤمن، به هممذهبان، روى خوش نشان مىدهد و با مخالفان، با مدارا سخن مىگويد تا به ايمان، جذب شوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدىهاى آنان در حقّ خود و برادران مؤمنش، پيشگيرى كرده است.
مستدرك الوسائل، ج 12، ص 261
∞∞∞
¤
تقواى الهى پيشه كنيد و مايه افتخار و آبرو باشيد نه مايه ننگ و شرمندگى.
تحف العقول، ص 488
∞∞∞
¤
براى ادب تو همين بس كه آنچه را از ديگران نمىپسندى، از آن دورى كنى.
بحارالأنوار، ج 78، ص 377
∞∞∞
◊◊◊

¤
نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش در پشت ابرهاست و همانا من ايمني بخش اهل زمين هستم ، همچنانكه ستارگان ايمني بخش اهل آسمانند.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 181
∞∞∞
¤
علم و دانش ما به خبرهاي شما احاطه دارد و چيزي از اخبار شما بر ما پوشيده نمي ماند.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 175
∞∞∞
¤
من از افرادي كه مي گويند : ما اهل بيت ( مستقلا از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند ) غيب مي دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم ، يا ما را از مقامي كه خداوند براي ما پسنديده بالاتر مي برند ، از چنين افرادي نزد خدا و رسولش بيزاري مي جويم.
الإحتجاج للطبرسي ، ج 2 ، ص 487
∞∞∞
¤
هر گاه علم و نشانه اي پنهان شود، علم ديگري آشكار گردد ، و هر زمان كه ستارهاي افول كند، ستاره اي ديگر طلوع نمايد.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 185
∞∞∞
¤
زمين خالي از حجت خدا نيست، يا آشكار است و يا نهان.
كمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 511
∞∞∞
¤
اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده است، پس خداوند عزوجل در قرآن فرموده است: "اي مؤمنان از چيزهايي نپرسيد كه اگر آشكار شود، بدتان آيد.
بحارالأنوار ، ج 78 ، ص 380
∞∞∞
¤
سجده بر قبر جايز نيست.
الإحتجاج للطبرسي ، ج 2 ، ص 490
∞∞∞
¤
اگر شيعيان ما -كه خداوند آنها را به طاعت و بندگي خويش موفق بدارد- در وفاي به عهد و پيمان الهي اتحاد و اتفاق مي داشتند و عهد و پيمان را محترم ميشمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمي افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل ميشدند.
الإحتجاج للطبرسي ، ج 2 ، ص 499
∞∞∞
¤
حق با ماست و در ميان ماست، كسي جز ما چنين نگويد مگر آنكه دروغگو و افترا زننده باشد.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 191
∞∞∞
¤
نسيم ، خدمتكار حضرت مهدي عليه السلام گويد: آن حضرت به من فرمود: "آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟" گفتم: آري. فرمود: "عطسه، علامت امان از مرگ تا سه روز است.
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 5
∞∞∞
¤
آگاه باشيد به زودي كساني ادعاي مشاهده مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از "خروج سفياني" و شنيدن صداي آسماني ، ادعاي مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است ؛ حركت و نيرويي جز به خداي بزرگ نيست.
الإحتجاج للطبرسي ، ج 2 ، ص 478
∞∞∞
¤
ظهوري نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولاني و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.
الإحتجاج للطبرسي ، ج 2 ، ص 478
∞∞∞
¤
زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين كنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 181
∞∞∞
¤
هر گاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن بگوييم ، حق ظاهر خواهد شد و باطل سست و ضعيف شده و از ميان شما خواهد رفت.
بحارالأنوار ، ج 25 ، ص 183
∞∞∞
¤
شيعيان ما هنگامي به فرجام نيك و زيباي خداوند ميرسند كه از گناهاني كه نهي شده اند ، احتراز نمايند.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 177
∞∞∞
¤
اگر خواستار رشد و كمال معنوي باشي هدايت مي شوي ، و اگر طلب كني مي يابي.
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339
∞∞∞
¤
ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روي مي آورد و دشمنان شما را ريشه كن مي كردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيباني كنيد.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 175
∞∞∞
¤
براي زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا كنيد ، كه آن همان فرج و گشايش شماست.
كمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485
∞∞∞
¤
من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است كه خداوند بلا را از خاندان و شيعيانم دور مي سازد.
بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 30
∞∞∞
¤
هيچ چيز مانند نماز بيني شيطان را به خاك نمي مالد ، پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاك بمال.
بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 182
∞∞∞
¤
تصرف كردن در مال ديگري بدون اجازه صاحبش جايز نيست.
وسائل الشيعة ، ج 17 ، ص 309
∞∞∞
¤
و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.
بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 181
∞∞∞
¤
قلبهاي ما جايگاه مشيت الهي است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم مي خواهيم.
بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 51
∞∞∞
¤
خداوندا! وعده اي را كه به من داده اي ، برآورده كن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد كن.
بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 13
∞∞∞
◊◊◊